حسين مدرسى طباطبائى
253
برگى از تاريخ قزوين ( فارسى )
در متن فرمان منصب مزبور به وى واگذار شده و به سيد على خان نايب الحكومهء قزوين دستور داده شده است از دخالت ديگرى در امر نظارت جلوگيرى كند . عرضه داشت كمترين بندگان دعاگو [ مير ابراهيم مرعشى متولى آستانهء مباركه ] تراب آستان معدلت بنيان را كحل الجواهر ديدهء اعتبار و تاج سر افتخار اميدوارى خود ساخته ، به موقف عرض ايستادگان پايهء سرير خلافت مصير عرش نظير بندگان سكندرشان دارا دربان قيصر پاسبان اشرف اقدس و الا روحنا فداه مىرساند كه قربان خاك پاى جواهرآساى مباكت شوم چون از ايام سابقه و سنوات سالفه از زمان سلطنت امير تيمور گوركان و امضاى فرمانروايان سلسلهء صفويه الى الان و فرامين پادشاهان سلف و نوشتهجات علماى اعلام و فضلاى ذوى العز و الاحترام و اهالى شرع شريف مطاع توليت شرعى مزار كثير الانوار آستانهء منورهء متبركهء [ شاهزاده حسين عليه و آبائه آلاف التحية و الثناء ] با سلسلهء سادات مرعشى كه آبا و اجداد كمترين دعاگو بودهاند بوده ، هميشه به خاكروبى آستان مطهره مشغول و واقف رحمه اللّه نيز به قيد لعنتنامه توليت شرعى آستانهء متبركه را نسلا بعد نسل و بطنا بعد ( بطن ) و صلبا بعد صلب به طايفهء سادات مرعشى گذاشته كه احدى به غير از اين طايفه مدخليت در امور آستانهء منوره نداشته باشد ، از آن تاريخ الى الان احدى به هيچ باب در امورات آستانهء مباركه دخل و تصرف ننموده . در اين وقت آقا مهدى نام بزاز كه شغل او كاسبى و خارج سلسله مىباشد بر امناى دولت بندگان نواب كامياب مالك الرقاب ولىعهدى امر را مشتبه نموده ، فرمان لباسى صادر كه آمده در آستانهء منوره به امر نظارت مشغول شود . چون اين عمل خلاف شرط واقف و باعث اغتشاش امور توليت شرعى و ساير امورات آستانهء مباركه مىشود در اين خصوص حضرات اهالى